کارواش

کارواش
کاظم رستمی

اطرافش را نگاه کرد، به شستن ماشین آقایی میانسال ادامه داد، دستمال ازدستش افتاد، خم شد، برداشت و دوباره شروع کرد به نظافت. معلوم بود تازه کار است و کارش را زیاد بلد نیست. صاحب ماشین چپ چپ نگاهش کرد. یکی از کارگران کارواش نزدیکش رفت و با اشاره به او چیزهایی گفت. بدنه ماشین با آن دستمالی که زمین افتاده بود کثیف تر شد. صاحب ماشین سیگاری روشن کرد و زیر لب غرولند کرد. پسر هر چه تلاش می کرد که بدنه ماشین را خوب تمیز کند نمی شد. صاحب ماشین با صدای بلند گفت :"زود باشید کار دارم مشتری پرید زود باشین." پسر با دستپاچگی پایش به ظرف کف خورد و خودش نقش زمین شد و لباسها و دست و پایش خیس و گلی شد.
صاحب ماشین به یکی از کارگرها ی کارواش رو کرد و گفت:" این پسر چشه چرا اینطوری می کنه؟" و زیر لب گفت:" دست و پا چلفتی چلمنگ." خیال کرد پسر شنیده است رویش را برگرداند و به طرف دیگر نگاه کرد.
مرد میانسالی وارد کارواش شد همه ی کارگرها خودشان را جمع و جور کردند و به کارشان مشغول شدند. پسر سریع از جایش بلند شد و با همان لباسهای خیس طرف دیگر ماشین را تمیزکرد دستهایش از سرما کرخت شده بودند و نای کار کردن نداشت، با وجود این به تمیز کردن ماشین ادامه می داد. صاحبکار لگدی آهسته حواله ی پاهای پسر کرد از پسر صدایی شنیده نشد، چشمهایش خیس شد ولی خودش را به زور نگه داشت با حالتی عصبی چهره ی صاحبکار را نگاه کرد .
_"چیه بیا منو بخور. زود باش برو کارت را تمام کن الدنگ ."
صاحبکار با عصبانیت اطرافش را نگاه کرد و با صدای بلند گفت:" مگه شماها حقوق نمی گیرین تندتر کار کنین مشتریا منتظرن یالا سریعتر شب عیده ببینم تا شب چیکار می کنین یالا پسر زود باش مگه نون نخوردی؟ هنوز بدهیت صاف نشده ها."
مرد در حالی که به فکر فرو رفته بود به همه ی این حرفها گوش می کرد از یکی از کارگرها پرسید: "ببخشید کار ماشین بنده طول می کشه؟" کارگر جواب داد:" نه آقا ده دقیقه ی دیگه آمادس."
صاحب ماشین گفت: "ببینم این پسره حرف نمی زنه این همه حرف میشنوه و کتک می خوره؟"
کارگر جواب داد:"جمالورو میگی؟ اون کرولاله پدر خدا بیامرزش به این لندهور بدهکار بوده این پسر هم اومده بدهی باباشو صاف کنه."
صاحب ماشین به فکر عمیقی فرو رفت و زیر لب گفت: "چه بد ."

ماده سی و ششم - هیچکس حق ندارد از وجود شما بهره برداری کند.
ماده چهلم - شما حق استفاده از امکانات حقوقی و برخوردای از رفتار عادلانه دارید.
ماده چهل و دوم – شما حق دارید که حقوق خود را بشناسید و افراد بالغ نیز لازم است از این حقو شما مطلع بوده و کمک کنند تا انهارا یاد بگیرید.